صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )
142
مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )
سال 65 هجرى بعضى از رجال حكومت بيم اين يافتند كه اگر وضع دقيق الفاظ قرآن از لحاظ قرائت مشخص نشود با مرور زمان ، نص قرآن نيز دستخوش تغيير و تحريف واقع شود 3 و به اين فكر افتادند كه علائم معينى را بوجود آوردند كه قرائت صحيح را مشخص كند . در اين رابطه از دو نفر نام برده مىشود . يكى « عبيد اللّه بن زياد » ( متوفاى 67 ) و ديگرى « حجاج بن يوسف ثقفى » ( متوفاى 95 ) . به ابن زياد نسبت داده مىشود كه مردى را كه اصلا فارس بود مأمور ساخت تا به دو هزار واژهء قرآن كه حرف « الف » از آنها حذف شده بود اين حرف را دوباره اضافه كند . اين كاتب در نسخهء خود به جاى « قلت » « قالت » و به جاى « كنت » « كانت » نوشت و همينطور . . . 4 و اما حجاج - درباره وى گفته مىشود كه او يازده مورد از رسم الخط قرآن را اصلاح نمود و بعد از اين اصلاحات ، قرائت اين موارد روشنتر و قابل فهمتر گرديد 5 . به عثمان نيز نسبت داده مىشود كه گفته بود : « در نسخهها از جهت نگارش خطاهائى مىبينم كه عرب آن را اصلاح خواهد كرد » 6 . اگر انتساب اين سخن به عثمان درست باشد منظور وى از اصلاح ، همين تكميلات و تحسينات املائى بوده كه بعدا به عمل آمده است . و در هر حال در اين باب منظور از خطاها و غلط خوانىها همهاش مسائلى بوده كه با اختلاف محيطها و عصرها از رسم الخط قرآن ناشى ميشده است و گر نه خود نص قرآن قابل تغيير و تحول نبوده چون اين نص در سينههاى حافظان و قاريان با مصونيت كامل نگاهدارى ميشد و سينه به سينه ، دهان به دهان و با تواتر قطعى از نسلى به نسل ديگر منتقل مىگرديد . كامل كردن رسم الخط قرآن به يك بار انجام نگرديد بلكه در دوران چندين نسل و تا پايان قرن سوم هجرى اين تكميلات ادامه داشت و در اين زمان بود كه رسم الخط قرآن به نهايت كمال و زيبائى خود رسيد . اين مطلب معقول به نظر نمىرسد كه وضع اصول اعراب گذارى قرآن تنها كار « ابو الاسود